صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

139

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

شده است . ولى با توجه به اينكه ما سال شروع كار كميته را سال سىام هجرى نميدانيم و در اين باره در پاورقى مربوط قول ابن حجر را ترجيح داده‌ايم كه اين كار در سال بيست و پنج هجرى واقع شده بىپايگى اين پندار بلاشر در مورد افتخارى بودن اشتراك سعيد بن عاص در اين كميته معلوم مىشود . مراجعه شود به پاورقى قبلى ما در اين مورد و به 56 . cor inTr . BlachErE ( 64 ) البرهان 1 / 239 . ( 65 ) كتاب المصاحف ابن ابى داود ص 24 . ( 66 ) وى عثمان بن سعيد ، ابو عمر والدانى است كه يكى از بزرگان ائمهء قراءات مىباشد ، مشهورترين كتاب‌هاى وى عبارت است از : ( التيسير فى القراءات السبع ) و ( المقنع فى رسم القرآن ) و ( المحكم فى نقط المصاحف » . وى در سال 444 هجرى در گذشته است ( مراجعه شود به ابناء الرواة 2 / 341 - 342 ) . ( 67 ) و نيز مراجعه كنيد به البرهان 1 / 240 و المقنع ص 10 . ( 68 ) الاتقان 1 / 104 . ( 69 ) المصاحف ابن ابى داود ص 81 ، 83 ، 85 ، 86 و مراجعه كنيد به : 262 . 235 . 212 . quran hiSToryofThE ThE for maTErialS JEffry ArThur اين كتاب مقدمه‌ايست كه ناشر بر كتاب مصاحف نوشته است . ( 70 ) الاتقان 1 / 134 . ( 71 ) الاتقان 1 / 133 . ( 72 ) در اين باره سيوطى در الاتقان ميگويد : « و اما قرائتهاى متفاوتى كه بر حسب شهرت در آنها زوايدى هست كه با رسم الخط نمىسازد ، مانند اوصى و وصى ، و تجرى تحتها و من تحتها ، و سيقولون اللّه و للّه ، و ما عملت ايديهم و ما عملته ، كتابت اينها بايد طبق قرائت اينها باشد و همهء اين وجوه مختلف در « مصاحف امام » موجود است » . ( 73 ) مناهل العرفان زرقانى 1 / 396 - 397 . ( 74 ) الاتقان 1 / 103 . ( 75 ) البرهان 1 / 240 . شبيه همين مطلب در المصاحف ابن ابى داود ص 12 نيز آمده است . ولى « بلاشر » معتقد است كه تأييد على عليه السلام در مورد سوزاندن مصاحف اشخاص نبوده بلكه مربوط به از ميان بردن قطعات پراكنده‌اى از رقعه‌ها ، استخوانها و پوست‌ها و برگها بوده كه در عهد رسول خدا قرآن را بر روى آنها نوشته بودند . چون در نتيجه از ميان بردن اين آثار متفرقه ريشه‌هاى اختلاف است كه ممكن بود با گذشت ايام بيشتر گردد معدوم گرديد ( 63 . BlachErE . InTr ) غرض بلاشر از بيان اين مطلب واضح است ، او ميخواهد بگويد على اين عمل عثمان را قابل قبول نميدانست و به آن اعتراض داشت ، بلاشر براى رساندن اين مطلب نصوص روايات را بر خلاف ظاهر آنها معنى مىكند ، چون حتى در نظر شيعه على و ياران